۱ - مرتضی نی داود<br/>ایران-ایرانی ها<br/>Iran-Iraniha.com
۱

۲ - مرتضی نی داود. پایین سمت راست: سنگ مزار نی داود در کالیفرنیا<br/>ایران-ایرانی ها<br/>Iran-Iraniha.com
۲

مرتضی نی داود

Morteza NeyDavoud

ملیت: ایرانی

تولد: سال 1279 خورشیدی (1900میلادی)

محل تولد: تهران، ایران

فوت: 9 مرداد 1369 (31 جولای 1990)

محل فوت: سانفرانسیسکو، کالیفرنیا، آمریکا

تحصیلات: مقدماتی

شغل: نوازنده تار و آهنگساز

همسر: محترم آفاری، تاریخ ازدواج : 1314

فرزندان:

*دو دختر : پروین و میهن

*یک پسر : جهانشاه (او در 15 بهمن 1390 در سانفرانسیسکو وفات یافت.)

خویشاوندان:

خاندان نی داود (نی داوود) همه با موسیقی و شعر و هنر عجین بوده اند. پدر او بالاخان، نوازنده ی ضرب بود، برادرش اسماعیل خان (خواننده و بازیگر تئاتر) و دیگران چون ابراهیم خان (نوازنده ویولن و سنتور)، کامران خان (موسیقیدان)، خانم جان نی داود (نوازنده تار)، آقابابا نی داود(خواننده و بازیگر تئاتر)، مژگان نی داود (موسیقیدان)، پرویز نی داود (شاعر، نویسنده و موسیقی شناس)  و... همه دستی در موسیقی داشته اند. پس از مرتضی خان، آثار موسیقایی دو برادر او معروف می باشد :

* موسی نی داود : نوازنده ی کمانچه و سپس ویولون.

* سلیمان نی داود : نوازنده ی تار.

سبک موسیقی : سنتی

سازها: تار

سال های فعالیت:

* نوازندگی تار و آهنگسازی : حدود 80 سال

آثار: 

مرتضی نی داود بنیانگذار "دایرة المعارف موسیقی اصیل ایرانی" است که شامل معرفی، تنظیم و اجرای حدود 300 گوشه از ردیف های موسیقی سنتی ایرانی می باشد که‌ با همکاری فرامرز پایور در استودیوهای‌ رادیو ایران ضبط‌ شده‌ است‌.

همچنین از جمله آهنگسازی ها و تارنوازی های مرتضی خان که تعداد آنها به گفته ی خودش به 200 اثر می رسد، می توان به آثار ماندگار زیر اشاره نمود :

*  تصنیف "مرغ سحر"، در دستگاه ماهور، سروده ی محمدتقی ملک الشعرای بهار، خوانندگان: ملوک ضرابی، قمرالملوک وزیری، محمدرضا شجریان،... : اولین اجرای این آهنگ در سال 1306 بود که در آن نام شاعر را پنهان داشتند (در آن زمان ملک الشعرا بهار، نماینده ی مجلس و البته به سبب مشروطه خواهی، مغضوب حکومت بود.) این اثر معروفترین ساخته ی مرتضی خان نی داود است. علاوه بر زیبایی آهنگسازی آن، "مرغ سحر" به دلیل ماهیت اجتماعی-سیاسی اش در هر دوره ای محبوب و مورد توجه بوده است.

*  تصنیف "آتش دل" (آتشی در سینه دارم جاودانی)، مایه دشتی، شعر از پژمان بختیاری، خوانندگان قمرالملوک وزیری، صدیق تعریف، جلال تاج اصفهانی، همایون شجریان،... : اولین اجرای این آهنگ در سال 1315 در گراندهتل تهران بوده و نی داود این تصنیف را بهترین اثر خود می دانسته است. اولین ابیات این شعر نیز بر روی مزار قمر نوشته شده است.

*  تصنیف "مرغ حق"، شعر از پژمان بختیاری، خواننده قمرالملوک وزیری،...

*  تصنیف "شاه من، ماه من"، بیات اصفهان، شعر از پژمان بختیاری، خواننده قمرالملوک وزیری.

*  پیش درآمد ماهور.

*  پیش درآمد اصفهان : بعدها این پیش درآمد توسط استاد مرتضی حنانه به شیوه ای نو برای ارکستر بزرگ تنظیم و به عنوان تیتراژ سریال پربیننده تلویزیونی "هزار دستان" از ساخته های علی حاتمی در سال 1366 به اجرا درآمد.

و بسیاری آثار دیگر از جمله :

*  تصنیف "نگار من"، بیات ترک، خواننده قمرالملوک وزیری.

*  تصنیف "شبی یاد دارم که چشمم نخفت"، بیات ترک، شعر سعدی، ابتدا قمرالملوک وزیری و بعدها توسط "خاطره پروانه" بازخوانی شد.

*  تصنیف "تو رفتی و عهد خود شکستی"، شعر از ملک الشعرای بهار، خواننده قمرالملوک وزیری.

*  تصنیف "هدیه عاشق"، اولین ضبط توسط ملوک ضرابی بوده و پس از او قمرالملوک وزیری.

*  "آواز حسینی و شهناز"، دستگاه شور، شعر از نظام وفا، تار نی داود، خواننده قمرالملوک وزیری.

*  "آواز مثنوی افشاری"، شعر سعدی، تار نی داود، خواننده قمرالملوک وزیری.

*  تصنیف "عاشقی محنت بسیار کشید"، شعر از ایرج میرزا، خواننده قمرالملوک وزیری.

*  تصنیف "گریه کن"، مایه دشتی، شعر از عارف قزوینی، خواننده قمرالملوک وزیری، بنان، شهرام ناظری،...: این تصنیف غم انگیز به دلیل مرگ کلنل محمدتقی پسیان سروده شده است.

*  تصنیف "مرگ مادر"، شعر از ایرج میرزا، خواننده قمرالملوک وزیری.

*  تصنیف "روزگار گذشته"، بیات ترک، خواننده قمرالملوک وزیری.

*  و ...

زندگی نامه

خانواده:

مرتضی خان، فرزند "بالاخان" و نوه ی "یحیی خان"، در سال 1279 هجری شمسی در یک خانواده ی هنردوست یهودی که کسب و کار غالب آنها موسیقی بود، در تهران به دنیا آمد. در منزل پدرش که با تار و تنبک آشنایی داشت و نوازنده ی ضرب بود، بسیاری از موسیقیدانان هم عصر او رفت و آمد داشتند و  مرتضی در محضر شیفتگان موسیقی رشد کرد. او در پنج سالگی تار به دست گرفت و با علاقه و استعدادی ذاتی به تقلید پدر، صداهایی از آن استخراج می کرد. در شش سالگی پدر او را برای تعلیم موسیقی حدود هفت ماه نزد "رمضان ذوالفقاری" از شاگردان "آقا حسینقلی" برد و تا مدتی هم به دلیل خردسالی، او را همراهی می کرد. پس از آن، پدر که امیدوار بود پسرش روزی دانشمند بزرگی شود، وی را برای تحصیلات ابتدایی به مدرسه "آلیانس" (اتحاد) تهران فرستاد. اما علاقه و پیگیری های مرتضی باعث شد همزمان با مدرسه، در هفت سالگی، پای درس استاد "میرزا حسینقلی" از بزرگترین استادان موسیقی زمانه نیز بنشیند. سایر برادران مرتضی نیز از کودکی به کلاس های آموزش موسیقی پیوستند.

قبل از مجلس پنجم، زمانی که دولت دستور داد هر شهروند ایرانی باید شناسنامه و اسم فامیلی داشته باشد، پدر مرتضی‌ نام خانوادگی نی‌داود را که نام گوشه‌ای از دستگاه همایون است، به پیشنهاد استاد غلامحسین درویش، برای خاندان خود برگزید.

 تحصیل موسیقی و تربیت شاگردان:

مرتضی شش سال مشتاقانه در محضر استادش آقاحسینقلی، مجموعه ی ردیف های موسیقی او را فراگرفت. در 14 سالگی، پدر که تسخیر مهارت پسر شده بود، وی را به کلاس های "درویش خان" روانه نمود. درویش خان از ناموران موسیقی سنتی ایران بود که خود از شاگردان آقا حسینقلی به حساب می آمد و به دلیل انقلابی که در موسیقی سنتی به پا کرد، نامش جاودان است. مرتضی چنان عاشقانه درس استاد را می آموخت که درویش خان تمامی زیر و بم هنر خود را از "پیش درآمد" و "ضربی" و "تصنیف" طی 8 سال به او آموخت. مرتضی خان بهترین و محبوبترین شاگرد درویش خان شد و به اصطلاح آن دوران "خلیفه" کلاس وی بود و سرپرستی قسمتی از اداره ی امور کلاس را بر عهده داشت. مرتضی خان در محضر این استاد، سه مدال مخصوص کلاس درویش، برنز(مس)، نقره، و "تبرزین زرین" که نشان شاگردان ممتاز بود را به دست آورد.

سپس نی داود جوان، کلاس تعلیم تار را در خانه ی خود، در خیابان ناصریه (ناصر خسرو کنونی)، به صورت خصوصی دایر کرد و در حدود سه چهار سال به تعلیم شاگردان پرداخت و همچنین به دلیل ناتوانی استادش به اداره کلاس های درویش خان کمک میکرد.(صبح ها خود به مدرسه می رفت و بعدازظهرها تدریس موسیقی می کرد): "درویش خان مرا مثل فرزند خودش دوست داشت. درویش خان خیلی زود فرسوده شد. سن زیادی نداشت. درویش خان با تصادفی که به خودش هیچ آسیبی نرسید فوت کرد... {در آن تصادف} هیچ جور آسیبی به درویش خان نرسید، ولی ترس و اضطراب، درویش خان را مریض کرد و در بیمارستان فوت کرد."

مرتضی خان پس از مرگ نابهنگام استاد درویش خان در سال 1305، به تأسیس مدرسه ی موسیقی، با مجوز "وزارت معارف و صنایع مستظرفه"(وزارت فرهنگ) که دکتر علی اصغر حکمت وزیر آن بود، در خیابان علاء الدوله (خیابان فردوسی کنونی) کوچه بختیاری ها (کوچه بانک ملی)، اقدام نمود و در آنجا ادامه آموزش شاگردان استادش را نیز برعهده گرفت و مدرسه را بعنوان قدردانی و بزرگداشت یاد استاد خود، "مدرسه درویش" نامید. مرتضی خان با نیرو و دلسوزی بسیار به تدریس می پرداخت. روش تعلیم او در مدرسه همان روش میرزا حیسنقلی و درویش خان بود و مبانی آموزش و اجرای موسیقی سنتی، دقیقاً همان بود که نی داود در کودکی و جوانی از این اساتید آموخته بود. در این مدرسه، که مدرسه ای غیرانتفاعی بود و برای وی درآمدی ناچیز به همراه داشت، تار، سه تار، ویلون و فنون آواز تدریس می شد. (لازم به ذکر است که ویلون در این مدرسه به شیوه ی کمانچه کش های قدیم تدریس می شد و طرز آموزش و نواختن، همان روش حسین خان اسماعیل زاده و علیرضاخان چنگی بود.) برادران او، موسی و سلیمان نیز با او در تدریس همراه بودند. مرتضی نی داود درباره استاد خود گفته است: "درویش خان کسی بود که در موسیقی انقلاب کرد و انقلاب در موسیقی ایرانی به نام ایشان است. اولا تار پنج سیم داشت. در زمان آقا حسینقلی، مرحوم درویش خان 5 سیم تار را کرد 6 سیم. یک سیم اضافه کرد به تار و این خدمتی بود که درویش خان کرد. پیش در آمد و تصنیف و رنگ به این شکل های امروزی که هست نبود. تمام اینها را درویش خان تنظیم کرد و مبتکر این کار ایشان بود. ایشان خیلی خیلی به موسیقی ایرانی خدمت کرد."

در حدود سال های 1300، مرتضی خان بزرگترین کشف موسیقی خود را آشکار نمود. او در یک محفل خصوصی، با صدای گرم دختر جوانی آشنا می شود که بعدها به رساترین صدای زنانه در عرصه موسیقی سنتی تبدیل گشت: "قمرالملوک وزیری". مرتضی خان آموزش موسیقی او را بر عهده گرفت و پس از آن، همکار جدایی ناپذیر او باقی ماند. "قمر نزد بنده حدود 10 سال به طور مداوم کار کرد و بعد صفحاتی پر کرد. با ارکستر مدرسه بنده یا با تار تنها..."

علاوه بر قمرالملوک وزیری، هنرمندانی چون ارسلان درگاهی (نوازنده ی سه تار)، ملوک ضرابی کاشانی (خواننده)، غلامحسین بنان (خواننده)، سلیمان روح افزا (نوازنده ی تار)، حسن عُذاری (نوازنده ی تار و موسیقیدان به نام آذربایجانی)، حسین سنجری (نوازنده ی تار)، روح انگیز و ادیب خوانساری (خواننده) و بسیاری دیگر در مدرسه او درس گرفتند و پا به عرصه ی موسیقی گذاشتند. او همچنین طی هم نشینی با هنرمندان در محافل مختلف، با نوازندگان ارزنده ی دیگری آشنا شد که بعدها جزو دوستان و همکاران هنری او شدند.

عشق پنهان یا همراهی هنری :

بسیار گفته شده است که مرتضی خان عشقی پنهانی به قمر داشته است و گواه این مدعا را مصاحبه ی مرتضی خان درباره شور و شوقش از نخستین آشنایی با قمر نوجوان و شنیدن قدرت آواز او و سپس تدریس و تشویق و حمایت وی و همچنین همراهی و همکاری هنری سالیانش با قمر دانسته اند. در نخستین ملاقات، نی داود جوان که در یک مجلس عروسی برای گذران زندگی خود تار می زده، با دختر نوجوانی روبرور می شود که بی پروا از اندرونی به جمع مردان آمده و میخواهد همراه با نوازندگان آواز بخواند. " ... تا حالا چنین سبکی را نشنیده بودم. صدایش زنگ مخصوصی داشت ... باور کنید پاهایم سست شده بود. تازه بعد از آنکه بیت اول غزل را تمام کرد، متوجه شدم از ردیف عقب افتاده‌ام... بقیه ساز زنها هم مثل من، گیج و مبهوت شده بودند... تار را روی زانوهایم جابجا کردم و آنرا محکم در بغل فشردم. هر گوشه‌ای را که مایه می‌گرفتم، می‌خواند ... گفتم: اگر تا صبح هم بخوانی می‌زنم! و در دلم اضافه کردم: تا پایان عمر برایت می‌زنم! ... بعد از آنکه از قمر جدا شدم، تمام شب را به یاد او بودم. دیگر دلم نمی آمد برای کسی تار بزنم... دو ماه به همین روال گذشت. بعدازظهر یکی از روزها، توی حیاط قالیچه انداخته بودم و در سینه کش آفتاب با ساز ور میرفتم که یک مرتبه در حیاط باز شد. دیدم قمر مقابلم ایستاده است، بند دلم پاره شد. هنوز دنبال کلمات می گشتم که گفت: آمده ام موسیقی یاد بگیرم ..."

قمر اولین کنسرت خود را در سال 1303 همراه با مرتضی خان در گراند هتل و سینما پالاس تهران برگزار نمود. از آن سال به بعد، بیشتر آنچه قمر از تصنیف و آواز خوانده با تار شیرین و پرصلابت مرتضی نی داود همراه بوده است. مرتضی خان تا آخرین لحظه ی عمر قمر همدوش و همراه او بود و حتی در مراسم خاکسپاری او که عده ی بسیار کمی در آن شرکت کردند نیز حضور داشت.

نهایتاً آنچه بیش از هر چیز، از گفتار و زندگی نی داود به دست می آید، عشق و احترام والایی است که او به هنر، صدا و آواز قمرالملوک وزیری و به اعتلای موسیقی سنتی داشته است.

کنسرت ها و صفحه ها :

نی داود جوان در حدی از رشد و تعالی بود که اساتید کهنسال و زبده ی موسیقی با رغبت همراه وی می نواختند و کنسرت می دادند، از جمله طاهرزاده، حاج خان، نایب السلطنه و درویش خان. او در تهران همراه با پیانوی مرتضی محجوبی و آواز تاج اصفهانی کنسرتی از طرف روزنامه ی ناهید داد. هنگام وفات درویش خان نیز در سال 1305 به همراه پیانوی مرتضی محجوبی و آواز عبدالله دوامی و حسین طاهرزاده کنسرتی به یاد درویش برگزار کرد تا با عواید آن بتواند قرض های او را بپردازد.(درویش خان در فقری خودخواسته زندگی می کرد.)

در این سال ها او به همراه قمرالملوک وزیری کنسرت های متعددی در تهران و شهرستان ها (شیراز، اصفهان، همدان، مشهد و ...) برپا کرد. او در همدان به افتخار عارف قزوینی کنسرت هایی داد که بسیار مورد توجه واقع شد.

از سال 1307 که دوباره ضبط صفحه در ایران رواج گرفت، نی داود صفحاتی از خود به یادگار گذاشت که بسیاری از آنان ماندگارترین آثار در موسیقی ایرانی هستند. مهمترین صفحات او همراه قمرالملوک وزیری است. در این صفحات که بسیاری از آنها دوباره با آواز ملوک ضرابی کاشانی ضبط و منتشر شد، ویلون موسی خان نی داود، ضرب رضا روانبخش و پیانوی مرتضی محجوبی، تار نی داود و آواز قمر را همراهی کرده است. بخشی از برنامه های ضبط شده ایشان در رادیو نیز بر روی صفحات شرکت های "His Master’s Voice"، "پلیفون" و "ادئون" موجود است.

همکاری با رادیو:

نی داود از سال 1319، سال بنیاد رادیو ایران، به این سازمان پیوست و همزمان با تدریس در مدرسه، در برنامه های مختلف موسیقی رادیو به همکاری و همنوازی با هنرمندان برجسته ای چون رضا محجوبی، علی اکبر شهنازی، حبیب سماعی، ابوالحسن صبا و موسی معروفی پرداخت. او طی ده سال همکاری تنگاتنگ با رادیو، روی اشعار ملک الشعرا، پژمان بختیاری و رهی معیری و... برای خوانندگان معروفی چون قمرالملوک وزیری، ملوک ضرابی، روح انگیز، ادیب خوانساری، جواد بدیع زاده و غلامحسین بنان تصنیف ساخته یا پا به پای آوازشان تار نواخته است.

همکاری مرتضی خان با رادیو در اوایل دهه ی 30 خاتمه یافت. رواج موسیقی موسوم به موسیقی جاز در رادیو و همچنین نظام بروکراتیک حاکم بر اداره ی رادیو که موسیقی جدی را خوش نمی داشت، سبب شد تا موسیقی اصیل ایرانی که نی داود بسیار به آن علاقه داشت به حاشیه رانده شود و عرصه چنان بر او و هنرمندان هم سنخ او از قبیل حبیب سماعی، رضا روانبخش، ارسلان در گاهی و ... تنگ شد که چاره ای جز ترک آن دستگاه نبود. او که از سیاست های پخش و عرضه ی موسیقی در رادیو راضی نبود، به نشانه ی اعتراض از آنجا بیرون آمد. (قمرالملوک نیز در سال 1334 از رادیو کناره گیری کرده است.)

در این هنگام که کار کنسرت و ضبط صفحه هم محدود شده و از رونق افتاده بود، نی داود تنها به تربیت شاگرد و نوازندگی برای خود و دوستداران معدودش پرداخت و درست در اوج قدرت خلاقه تکنیک و کارایی خود به گوشه ی عزلت کشانده شد. گرچه تا سال ها علی رغم عدم رضایت باطنی او، گاه از نوارهای سابقش در رادیو استفاده می شد. او پس از کناره گیری از رادیو، به‌ندرت اجرای عمومی داشت. آخرین کنسرتی که برگزار کرد، در مرداد ماه سال 1338 به یاد یار دیرین خود، قمرالملوک وزیری بود.

پس از آن، از آنجا که دیگر در رادیو کاری نداشت و مدرسه به خاطر غیرانتفایی بودنش کفاف تامین معاش او را نمی داد، به تجارت آزاد مشغول شد و فعالیت موسیقی خود را به همان مدرسه و آموزش موسیقی منحصر کرد. در این سال ها او و چند تن دیگر مانند سعید هرمزی، نورعلی برومند، سلیمان امیر قاسمی، عبدالله دوامی و ارسلان درگاهی کسانی بودند که آرام و بی صدا شیوه ی او را حفظ کردند و تعلیم دادند.

نی داود دیگر به رادیو باز نگشت، مگر سال ها بعد که به خاطر نگرانی از نابودی موسیقی اصیل ایرانی، برای ثبت و ضبط گنجینه ی ردیف هایش، پا به آن دستگاه گذاشت.

ثبت و ضبط موسیقی سنتی ایرانی :

در سال 1350 در سن 71 سالگی، وزارت اطلاعات و جهانگردی از او دعوت کرد تا از ردیف های موسیقی ایرانی، دستگاه ها و گوشه ها به صورت نوار نمونه هایی ضبط کند. وی با وجود کهولت سن با علاقه از این دعوت استقبال کرد و بدین ترتیب به منظور حفظ و زنده نگاه داشتن موسیقی ایرانی، دوباره به رادیو ملی ایران بازگشت. او ردیف های موسیقی سنتی را در 297 نوار کاست (نزدیک به 300 گوشه از مجموعه ردیف موسیقی سنتی ایران) با همکاری استاد فرامرز پایور در استودیوهای‌ رادیو ضبط نمود. ضبط این آثار به این صورت بود که وی ابتدا دستگاه و ردیف را معرفی و سپس آنرا می نواخت: "بنده قربان 7 دستگاه را ضبط کردم، در اداره اطلاعات به این سن و سال بالا." (موسیقی سنتی ایرانی شامل هفت دستگاه است: 1.شور، 2.ماهور، 3.سه گاه، 4.چهارگاه، 5.راست پنجگاه، 6.همایون و 7.نوا) این اثر مرجعی برای پژوهش و گنجینه ی با ارزشی برای آیندگان می باشد. تهیه ی این دایرة المعارف یکسال و نیم به طول انجامید و گویا تدوین و تکمیل آن در سال 1355 پایان یافته است. مرتضی خان تسلط نوازنده موسیقی سنتی ایرانی را بر نواختن تمامی این گوشه ها ضروری می دانست : "نیم ساعت تک نوازی مشکل است. اگر موسیقی عمقی ندانید، اشکال پیدا می کند. اگر 297 گوشه موسیقی را بدانید می توانید بزنید. ماهور کمتر از شور ملحقات دارد و همایون کمتر از هر دوی اینها. سه گاه، چهارگاه، نوا، ... اگر اینها را ندانند نمی توانند تک نوازی بکنند، مگر این که تکرار بکنند. تکرار هم درست نیست و غلط است."

مرتضی نی داود در اواخر عمر دلواپس آثار ضبط شده ی خود بود، زیرا به دلایل نامعلومی تا سال ها منتشر نشدند. برخی از ردیف نوازی های نی داود اخیراً از سوی مؤسسه ماهور منتشر شده است. هم اکنون یک نسخه از این مجموعه در وزارت علوم ایران در تهران و یک نسخه در کتابخانه دانشگاه موسیقی اورشلیم نگهداری می شود. نسخه هایی از آن نیز در دست اساتید و خانواده نی داود است.

نی داود دریافت مزد و پاداش برای خدمت خود را نپذیرفت و این کار را وظیفه ی خود به مملکت و فرهنگ و موسیقی ایرانی اعلام نمود: "به این کار خودم افتخار می کنم و بابت آن از خودم راضی هستم، زیرا موسیقی ما نمی تواند پایمال بدخواهان بشود و خاطرجمع هستم که اگر من مردم این موسیقی نمی میرد و جاودان است...دلم فقط خوش است که برای مملکتم این کار را کردم." او در سال 1351 از وزارت فرهنگ و هنر رادیو، نشان لیاقت هنری دریافت نمود.

زندگی خانوادگی :

گرچه بالا خان مایل نبود که موسیقی پیشه ی آینده ی مرتضی خان شود، موسیقی، تا سال ها پیشه ی اصلی هنرمند جوان شد و برادرانش، موسی و سلیمان نیز همراه او بودند. درآمد معاش زندگی نی داود در جوانی از راه نوازندگی در محافل، سپس فعالیت در رادیو و ضبط صفحه و نهایتاً، از سال های دهه 40 به بعد، از راه معاملات تجاری بود.

او در سال 1314 با همسرش محترم آفاری ازدواج نمود. ثمره ی این پیوند دو فرزند دختر و یک پسر می باشد. خانه ی او در زعفرانیه واقع در شمال تهران بود. او در سال های پایانی عمر و پیش از اینکه ایران را ترک کند، چهارشنبه‌ها برای چند ساعت، سری به مغازه ی کوچک الکتریکی پسرش در خیابان فردوسی می زد و روی چهارپایه ای که در انتهای مغازه بود می نشست. دوستانش که از این قرار ثابت اطلاع داشتند به دیدارش می رفتند. هنرجویانی که موسیقی را تازه شروع کرده بودند پرسان پرسان از دوست و آشنا سراغ مغازه پسرش را می گرفتند و به دیدارش می رفتند تا برایش ساز بزنند.

فرزندان وی، به خواست خود استاد، راه او را در موسیقی ادامه ندادند. او به پسرش می گفت: "من نمی خواهم تو نوازنده موسیقی بشوی برای اینکه کار سختی است. این کار را نکن و این حرفه را قبول نکن."

در سال ۱۳۵۹ (1977میلادی)، سه چهار سال بعد از ضبط مجموعه ردیف های موسیقی در رادیو، خانواده وی به آمریکا مهاجرت کردند و استاد 80 ساله نیز که همسرش را پیش از آن از دست داده بود، به ناچار با آنان همراه شد و نزد خویشاوندانش در لس آنجلس اقامت گزید. سپس نزد پسرش در سانفرانسیسکو رفت. او حدود 10 سال در غربت زیست.

 

درباره مرتضی نی داود:

مرتضی نی داود در تاریخ معاصر موسیقی ایران نامی ماندگار است.  او به مبانی موسیقی سنتی ایرانی و اجرای اصیل و درست آن ایمان داشت. از اختلاط کورکورانه ی موسیقی غربی با موسیقی و ردیف های ایرانی و همچنین از بدعت گذاری های نابخردانه در نوازندگی پرهیز می کرد و دیگران را نیز برحذر می داشت.

او از لحاظ موسیقایی، در نوازندگی تار، تصنیف سازی و ساختن پیش در آمد، چهار مضراب و رنگ تابع قدما است و ساخته هایش در سبک درویش خان و رکن الدین مختاری است، با همان استحکام، قدرت، صلابت، شفافیت ملودی ها، ضربت شناسی دقیق، خلاقیت در بدیهه نوازی و احساس گرم و دلنشین. هنوز اندک اند کسانی که قادر باشند همپای صفحه ی ماهور او که حدود 26 سالگی نواخته، نوازندگی کنند.

از امتیازات خاص نی داود در نوازندگی پنجه و مضراب بسیار پر قدرت اوست که در بین نوازندگان هم عصرش به ندرت نظیر او یافت می شود. به خصوص در نواختن ضربی ها که نی داود در آن مهارت کاملی را داراست. (به خاطر فراگیری تنبک در حین آموزش که از ارکان آموزش موسیقی سنتی ایران در قدیم بوده است.) صدادهی درخشان تار از ویژگی های نوازندگی اوست.

علی تجویدی درباره او می گوید: "نی داود سبک جدیدی در تارنوازی، پیش درآمد سازی و ترانه سازی باب کرد. به نظر من تار نوازی ایشان حد فاصل بین قدیم و جدید است. به این معنی که دیگرانی که تار نواختند از جمله "لطف الله مجد" که خود از هنرمندان برجسته بود، الهام بخش شان مرتضی نی داود بود. همچنین "فرهنگ شریف"، چهارمضراب هایی که در تار نی داود ساخت از هر جهت تازگی داشت. در واقع اینان اشاعه دهنده سبک نی داود بودند."

آنچه که نی داود را جانشین خلف برای درویش خان می سازد، اخلاق انسانی و نجابت عظیم اوست که همواره مورد نقل و تایید اساتید موسیقی بوده است. خوشرویی، حوصله زیاد، فروتنی، فداکاری و نوع دوستی، عزت نفس و مناعت طبع او، این استاد دقیق و صدیق را در جایگاه رفیع خود، مستحکم تر می سازد.

پرویز نی داود درباره مرتضی خان می گوید: "او در زمانه ای می زیست که همه نوع فساد امکان داشت هنر و هنرمند را ببلعد، اما او نه اهل فساد اخلاقی بود، نه اهل فساد جسمانی. نجیب زیست و با اصالت. نه می گساری کرد، نه بوالهوسی."

همچنین او از همان قافله ای بود که کسب درآمد از راه موسیقی اصیل را سبب کاهش کیفیت موسیقی می دانستند و ماجرای پول و سودآوری مادی را از هنر جدا می کردند. او هیچگاه حاضر نشد به خاطر انتفاع مادی بیشتر، سطح کیفی موسیقی سنتی را پائین بیاورد. _آن هم در زمانی که می توانست از راه موسیقی درآمد خوبی به دست آورد_ تدریس موسیقی را دینی بر گردن خود می دید و آن را تقریباً به رایگان انجام می داد. او نه تنها سود مادی از مدرسه اش دریافت نمی کرد، بلکه همواره به شاگردان بی بضاعت خود کمک می رساند. تقریباً تمامی کنسرت ها و برنامه های هنری او به نفع امور خیریه اجرا می شد.

نی داود با موسیقی و برای موسیقی زنده بود و می گفت: "اگر روزی دستهایم از کار بیفتد، خواهم مرد." و از زمانی که خود را شناخت، تارش را رها نکرد و در اواخر عمر برای فرزندان و نوه هایش تار می زد.

خاطره ای که نی داود در مصاحبه ای بیان می کند، حکایتی از پنجه ی گرم و تار نوازی شیرین اوست : "وقتی کوچک بودم و مدرسه می رفتم، می آمدند می گفتند که "داود شیرازی" ساز زده و بلبل آمده و نشسته روی دسته سازش. من با این که کوچک بودم، هیچ نمی توانستم باور کنم که یک چنین چیزی می شود. داود شیرازی، ردیف آقا علی اکبر فراهانی و میرزا حسینقلی را خیلی خوب می نواخت. بنده ساز زدنش را دیده بودم و می گفتم که این را نمی توانم باور کنم که بلبل روی دسته تار بنشیند...تا اینکه یک شبی مهمانی بود در باغ صاحب جم بودیم، بنده سازی می زدم. باغ باصفایی بود. دیدم بلبل روی دسته ساز من نیامد ولی خیلی نزدیک روی یک شاخه نشسته بود و من هیچ باور نمی کردم تا این که این پیشامد برای خود من پیش آمد البته بلبل روی دسته تار نیامد بنشیند، ولی خیلی نزدیک بود. روی یک شاخه نشسته بود. آنهایی که داشتند گوش می کردند اشاره کردند به خواننده که دیگر نخواند ببینیم چه می شود و من تنها ساز زدم بلبل هم جواب می داد مثل سوال و جواب آواز با ساز. این کار را بنده کردم و آن شب تمام شد رفتیم منزل. فردایش من دیدم مردم حرف هایی می زدند که من باور نمی کردم. دیدم به خودم دارند می گویند: آن شب فلان جا در باغ صاحب جم شما ساز زدی بلبل روی دسته سازت نشسته بود. گفتم آقا (اینطور) نیست، گفتند که باید افتخار کنی....گفتم خدا شاهد است روی دسته ساز من نیامد، گفتند آمده، تو نمی خواهی بگویی! خلاصه هر چه از بچگی می گفتم که یک چنین چیزی نمی شود، باور نمی کردند... فقط این را می گویم که اگر تار را نرم بزنید و اگر چکشی مضراب نزنید، بلبل نزدیک می آید. از ساز نرم، بلبل خیلی خوشش می آید."

پرویز نی داود در کتاب "تقلای ماهیان در تور" که به مناسبت بزرگداشت مرتضی نی داود در سال 1354 نگاشته و منتشر شده و همچنین در کتاب "دلدادگان" به ذکر خاطرات و شرحی از زندگی مرتضی نی داود و دیگر هنرمندان موسیقی ایرانی پرداخته است. گویا در کتاب دائرة ‌المعارف(؟)‌ عبدالحسین‌ سعیدیان‌ نیز به مرتضی نی داود پرداخته شده است.

اواخر عمر و وفات:

در اول اسفند ماه  1355 در سن 76 سالگی در تالار رودکی تهران از مرتضی نی داود تجلیلی به عمل آمد که بسیار مورد توجه و رضایت او قرار گرفت. پس از آن، یکی دو مراسم تجلیل و بزرگداشت هم، زمانی که در خارج از کشور اقامت داشت، برایش برگزار شد و نی داود پیر که دور از وطن و زادگاهش، تنها با تارش دل خوش بود، روی صحنه به زحمت نواهای بریده بریده ای نواخت.

وی 10 سال پس از مهاجرت به آمریکا، در صبح روز سه شنبه 9 مرداد سال ۱۳۶۹ در سن نود سالگی در سانفرانسیسکو در کنار فرزندان و نوه های خود زندگی را وداع گفت و در آرامگاه یهودیان این شهر (آرامگاه کُلما) به خاک سپرده شد. در همین سال استاد محمدرضا شجریان، تصنیف "مرغ سحر" را به یاد او در کنسرت "سروچمان" اجرا کرد. نی داود پس از سال ها خدمت به فرهنگ ایران در غربت دار فانی را وداع گفت، اما نام و یاد او جاودانه ماند.

 

منابع:

1-    رادیو زمانه، گفتگو با دکتر آلن(خسرو) شائولی، نویسنده کتاب "موسیقیدانان یهودی در ایران"(قرن نوزدهم و بیستم)، انتشارات لرمتن، پاریس، 1387.

2-       وبسایت موسسه فرهنگی-هنری ماهور، 2008.

3-    نصیری فر، حبیب الله، مردان موسیقی سنتی و نوین ایران، جلد اول، انتشارات سنایی، تهران، فروردین 1383. (این مجموعه کتاب 5 جلدی می باشد که در جلد اول و چهارم آن به مرتضی نی داود نیز پرداخته است.)

4-       خوشنام، محمود، یادی از استاد مرتضی نی داود خالق آهنگ مرغ سحر، BBC فارسی، 22 ژوئیه سال 2005.

5-       نی داود، پرویز، تقلای ماهیان در تور، تهران، 1354.

6-       پایاب، ژان، یهودیان و موسیقی اصیل ایرانی، وبسایت انجمن کلیمیان تهران، آذرماه 1388.

7-       مبصری، بهروز، مرغ سحر موسیقی ایران(مصاحبه با مرتضی نی داود)، وبسایت انجمن کلیمیان تهران.

8-       مرتضی نی داود، ویکی پدیا فارسی و انگلیسی.

 

توضیحات:

* کلیمیان در نام گذاری های خود از گوشه های موسیقی سنتی(مثلا گوشه شمعونی و ...) نیز بهره می برند.

* هنر موسیقی در قوم یهود، ارزش و جایگاهی مذهبی دارد که اصالت آن به آموزه های حضرت موسی(ع) و حضرت داود(ع) برمی گردد.

*ساز تار در زمان قاجاریان، از عوامل اصلی اجرای موسیقی ملی در ایران شده است.

تاریخ ثبت مقاله: اسفند ماه 1392

 

***

هرگونه کپی برداری به منظور تجاری ممنوع است. کپی برداری در سایر موارد صرفاً با اجازه ی مدیر سایت و نویسنده مجاز می باشد.

 

 

Share

سایر افراد در این گروه
ردیفنامنام خانوادگیگروه
۱
غلامحسینبنان نوریموسیقی
۲
ویگندردریانموسیقی
۳
قمرالملوکوزیریموسیقی

نظر بدهید (۰) / تعداد بازدید: ۳۸۸۵